سامسونواژهنامه آزادنام پیامبری در تورات که به مدت بیست سال قوم بنی اسرائیل تحت رهبری او بودند. نام معشوقه اش دلیله بود که دختری از اهل فلسطین بود. در ضمن واژه سامسون از واژۀ عبری
صامسونلغتنامه دهخداصامسون . (اِخ ) نام قریه ٔ بزرگی است در دامنه ٔ جنوبی کوه صامسون و قضای سو که از ولایت آیدین که بر روی ویرانه های شهر قدیم پریانه بنا شده است و بدینجا قلعه ٔ مخ
صامسونلغتنامه دهخداصامسون . (اِخ ) نام قصبه و اسکله ای درسنجاق جاهنگ به ولایت طرابوزان واقع در 293هزارگزی شمال غربی طرابوزان در 55 ثانیه و 18 دقیقه و 41 درجه ٔ عرض شمالی و 34/1 طو
صامسونلغتنامه دهخداصامسون . (اِخ ) نام قضای مرکزی سنجاق جانیک از طرابوزان است ، و از طرف مغرب با قضای بافره و از سوی مشرق با قضای چهارشنبه و از سمت جنوب با سنجاق آماسیه از ولایت س
حسن سامسونیلغتنامه دهخداحسن سامسونی . [ ح َ س َ ن ِ ] (اِخ ) ابن عبدالصمد رومی حنفی .درگذشته ٔ 891 هَ . ق . او راست : حاشیه بر الهیات مواقف و جز آن . (هدیةالعارفین ج 1 ص 288) (کشف الظن
سَامِدُونَفرهنگ واژگان قرآنبيهوده کاران (از مصدر "سمود " به معني " لهو" و لهو به معناي هر عمل سرگرم کنندهاي است که انسان را از کاري مهم و حياتي و وظيفهاي واجب باز بدارد . )