مفنلغتنامه دهخدامفن . [ م ِ ف َن ن ] (ع ص ) (از «ف ن ن ») رجل مفن ؛ مرد که شگفتها آرد. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) : زندگانی مجلس سامی صدر
مقصورلغتنامه دهخدامقصور. [ م َ ] (ع ص ) کوتاه کرده شده . (غیاث ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). || مختصرشده و کاسته شده و بازداشته شده . (ناظم الاطباء). || منحصر. مختص : امیر وی ر
اسفندارمذماهلغتنامه دهخدااسفندارمذماه . [ اِ ف َ م َ ] (اِ مرکب ) ماه دوازدهم سال از سال یزدجری پارسیان . (کشاف اصطلاحات الفنون ). وآفتاب در این ماه به آخر برجها رسد. برج حوت . (نوروزنا
رامانیانلغتنامه دهخدارامانیان . (اِخ ) شبانکارگان . ابن البلخی گوید: این قوم قبیله ٔ فضلویه بودند و زعیم ایشان پدر فضلویه بود. نام او علی بن حسن بن ایوب و همگی شبانی کردندی . و این
نسیم شماللغتنامه دهخدانسیم شمال . [ ن َ م ِ ش َ / ش ِ / ش ُ ] (اِخ ) اشرف الدین حسینی (سید...)، فرزند سیداحمد قزوینی . از شاعران و روزنامه نویسان صدر مشروطیت است . وی به سال 1288 هَ