سالومهلغتنامه دهخداسالومه . [ ل ُ م ِ ] (اِخ ) ملکه یهود دختر هرود فیلیپ و هرودیاد بوسیله ٔ حیله و مکر عمویش هرودیا انتیپاس سرِ ژان باپتیست مقدس را از تن جدا کرد زیرا او موجب قطع
سالومهلغتنامه دهخداسالومه . [ ل ُ م ِ ] (اِخ ) مرقس 15: زوجه ٔ زبدی و مادر یعقوب کبیر و یوحنای انجیلی بود. قول صحیح آنکه خاله مسیح (یوئیل 19، 25) و از تابعین مسیح بود (انجیل متی 2
سال و مهلغتنامه دهخداسال و مه . [ل ُ م َه ْ ] (ترکیب عطفی ، ق مرکب ) همیشه : گوش تو سال و مه سرود و سرودنشنوی نوبه ٔ خروشان را. رودکی .شاد باش و دو چشم دشمن توسال و مه از گریستن چو
سالومنلغتنامه دهخداسالومن . [ ل ُ م َ ] (اِخ ) مجمع الجزائر ملانزی که در سال 1914 م . تقسیم شد و قسمتی از آن تحت استیلای انگلیس درآمد، (قسمت شرقی آن بسیار مهم است و 100300 تن سکنه
سالومنلغتنامه دهخداسالومن . [ ل ُ م ُ ] (اِخ ) پسر و جانشین داوید . او از سال 973 تا 935 ق .م . حکومت کرده است . او هم ّ خود را مصروف زیبایی دول خود و ترتیب کلیسای بیت المقدس کرده
زبدیلغتنامه دهخدازبدی . [ زَ ب َ ] (اِخ ) خداداد و او شوهر سالومه و پدر دو تن از حواریان بود و مثل سایر مزدوران نبوده که یومیه ٔ هر روزه را در همان روز تحصیل نمایند بلکه مزدوران
اشمیتلغتنامه دهخدااشمیت . [اِ ] (اِخ ) فلُران . آهنگساز فرانسوی که در بلامنت بسال 1870 م . متولد شد وی مصنف چهل وهفتمین آهنگ تراژدی سالومه و عضو آکادمی هنرهای زیبای فرانسه بود.
یوحنالغتنامه دهخدایوحنا. [ ح َن ْ نا ] (اِخ ) ابن زبدی . نام پدرش زبدی و نام مادرش سالومه بود. او یکی از دوازده حواری مسیح و برادر یعقوب زبدی و صاحب یکی از اناجیل اربعه است . رؤ