سالوستلغتنامه دهخداسالوست . (اِخ ) مورخ لاتن متولد در آمیترن (سابین ) مصنف زندگی ژوگورتا و دسیسه های کاتالینا . او یکی از نویسندگان بانفوذ و پرارزش ادبیات روم است (از 83 تا 34 ق .
سالوسفرهنگ مترادف و متضاد۱. تزویر، تلون، حیله، خدعه، دورویی، ریا، ریاکاری، ریب، زرق، ظاهرنمایی، فریب، منافقت، نفاق ۲. چاپلوس، چربزبان، متملق ۳. تملق، چربزبانی، فریبکاری ۴. شیاد، ظاهرنما
سالوس ورزیدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ریاورزیدن، ریاکاری کردن، دورویی کردن، ظاهرنمایی کردن ۲. مکر ورزیدن، خدعه کردن، سالوس کردن
سالوسدیکشنری فارسی به انگلیسیdisingenuous, disingenuousness, hypocrisy, hypocrite, masquerade, phoney, phony, pretense, pretentious, sanctimonious, sanctimony, toady, whited sepulcher
الوزاگالغتنامه دهخداالوزاگا. [ اُ ل ُ ] (اِخ ) سالوستیانو. سیاستمدار اسپانیایی (1805-1873 م .). وی بسبب عقیده ٔ لیبرالیسم (آزادیخواهی ) محکوم بمرگ شد (1823 م .) ولی بفرانسه پناهنده
سالوس ورزیدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ریاورزیدن، ریاکاری کردن، دورویی کردن، ظاهرنمایی کردن ۲. مکر ورزیدن، خدعه کردن، سالوس کردن