25 فرهنگ

3058 مدخل


سالم

sālem

۱. درست؛ بی‌عیب.
۲. فاقد بیماری؛ تندرست.
۳. در دستور زبان عربی، ویژگی کلمه‌ای که در برابر فا و عین و لام آن حرف عله (واو، الف، ی) نباشد، مانند نصر که حرف عله ندارد.
۴. (ادبی) در عروض، ویژگی بحری از شعر که زحاف در آن نباشد.

تندرست

۱. تندرست، سرحال، صحیحالمزاج، قبراق ≠ ناسالم
۲. بیعیب، صحیح، بیگزند، درست، روبهراه، صحیح
۳. بهداشتی ≠ غیربهداشتی
۴. منزه، پاک

all right, fit, hale, healthful, healthy, intact, sound, perfect, pure, right, salubrious, strong, uncontaminated, unscathed, well, whole, wholesome