سافولغتنامه دهخداسافو. [ ف ُ ] (اِخ ) شاعره ٔ نامداری از یونان باستان که در اوائل قرن ششم پیش از میلاد مسیح در قصبه ٔ ارسوس در جزیره ٔ لسبوس بدنیا آمد. وی از یک خاندان اشرافی بو
سافوتلغتنامه دهخداسافوت . (اِ) صدائی باشد که کبوتربازان کنند و آن چنان است که سر دو انگشت را بر زبان نهند وبتندی هر چه تمامتر پف کنند تا صدای بلندی از آن پدید آید. (برهان ) (آنند
سافوتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهصدایی که انسان با جمع کردن دو لب و بیرون دادن نفس از دهان خود خارج کند؛ صفیر؛ سوت.
سافوتلغتنامه دهخداسافوت . (اِ) صدائی باشد که کبوتربازان کنند و آن چنان است که سر دو انگشت را بر زبان نهند وبتندی هر چه تمامتر پف کنند تا صدای بلندی از آن پدید آید. (برهان ) (آنند
حسین عباسیلغتنامه دهخداحسین عباسی . [ ح ُ س َ ن ِ ع َب ْ با ] (اِخ ) ابن علی عباس معروف به سافون . حاکم کوکبان در سده ٔ دوازدهم هجری بود چند ارجوزه در علم کلام داشت . (معجم المؤلفین
الکیوسلغتنامه دهخداالکیوس . [ اَ ] (اِخ ) شاعر یونان قدیم در قرن هفتم ق .م . در میتیلن بدنیا آمد. معاصر شاعره ٔ معروف سافو بود. بسبب هجویات و هزلیات که سرود مورد غضب حکمران میتیلی