ساعورفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آتش.۲. تنور.۳. (اسم، صفت) پزشکی که در بیمارستان بر پرشکان دیگر ریاست دارد؛ رئیس بیمارستان.
ساعورلغتنامه دهخداساعور.(ع اِ) تنور. || تنور زیر زمین . (مهذب الاسماء) (قطر المحیط) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (استینگاس ) (ناظم الاطباء). || آتش . (شرح قاموس ). || مقدم نصاری در
ساعورةلغتنامه دهخداساعورة. [ رَ ] (ع اِ) آتش . (قطر المحیط). زبانه ٔ آتش . (شرح قاموس ). آتش افروخته . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
ساعورةلغتنامه دهخداساعورة. [ رَ ] (ع اِ) آتش . (قطر المحیط). زبانه ٔ آتش . (شرح قاموس ). آتش افروخته . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
هارونلغتنامه دهخداهارون . (اِخ ) ابن صاعد، پسر هارون صابئی ، مکنی به ابونصر. اهل بغداد و مقیم در همانجا، در طبابت دست داشت و به درمان و معالجه بیماران مشهور بود. وی رئیس و ساعور