ساسویه آبادلغتنامه دهخداساسویه آباد. [ ی َ ] (اِخ ) نام اصلی سبزوار بزعم مؤلف تاریخ بیهق . و منسوب به ساسویه بن شاپور بانی آن شهر است . رجوع به تاریخ بیهق ص 43 و ساسویه شود.
ساسویهلغتنامه دهخداساسویه .[ ی َ ] (اِخ ) ابن شابورالملک . سبزوار را بنا کرده است و شاپور آن بود که نیشابور بناکرد. و سبزوار در اصل ساسویه آباد بود. و گفته اند پسر این ساسویه یزدخ
سارویهلغتنامه دهخداسارویه . [ ی َ ] (اِخ ) ابن فرخان بزرگ از فرمانروایان آل دابویه در طبرستان که مدت هشت سال از 88 تا 96 هَ . ق . در دوره ٔ کودکی برادرزاده ٔخود خورشیدبن داذمهر نا
سارویهلغتنامه دهخداسارویه . [ ی َ ] (اِخ ) نام جائی در کهندز جی به اصفهان است و جغرافی نویسان عرب از آن جمله ابن رسته معرب آن را ساروق ضبط کرده اند : سارویه و اکنون اصفهانیان آن ر
سارویهلغتنامه دهخداسارویه . [ ی َ ](اِخ ) نام قدیم شهر همدان که در مجمل التواریخ و القصص و معجم البلدان سارو ضبط شده و ابن فقیه معرب آن را ساروق ذکر کرده است . رجوع به سارو و سارو
ساسویهلغتنامه دهخداساسویه .[ ی َ ] (اِخ ) ابن شابورالملک . سبزوار را بنا کرده است و شاپور آن بود که نیشابور بناکرد. و سبزوار در اصل ساسویه آباد بود. و گفته اند پسر این ساسویه یزدخ
سبزوارلغتنامه دهخداسبزوار. [ س َ زَ / زِ ] (اِخ )شهرکیست خرد بر راه ری [ از خراسان ] و قصبه ٔ روستای بیداست . (حدود العالم ). نام شهری است مشهور از اقلیم چهارم بخراسان ، الان به ت
ساریلغتنامه دهخداساری . (اِخ ) نام شهری بود از مازندران قریب به شهر آمل . (جهانگیری ) (برهان ). شهری است بسیار قدیم به مازندران ، از بناهای اسپهبد سارویه بن فرخان که از اولاد عم
اصفهبدلغتنامه دهخدااصفهبد. [ اِ ف َ ب َ / ب ُ ] (اِخ ) فرخان بزرگ ، ملقب به ذوالمناقب و سپهبد، فرزند دابویه . از ملوک طبرستان بود. خواندمیر بنقل از تاریخ مرعشی آرد: بجای پدر نشست
باکولغتنامه دهخداباکو. (اِخ ) (شهر...) به واو مجهول شهری است قریب شیروان . (غیاث اللغات ). نام شهری است بشمال ایران . (آنندراج ). شهری است به عجم . (منتهی الارب ). باکوبه . باکو