ساز و برگلغتنامه دهخداساز و برگ .[ زُ ب َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) اسباب و سامان . (بهار عجم ) (آنندراج ). برگ و ساز. ساز و آلت . ساز و سامان . آلات و ادوات . اسباب . وسائل . لوازم
بارگیری توزیعیcross loadingواژههای مصوب فرهنگستانتقسیم کارکنان و سازوبرگ و جنگافزارهای اصلی (key weapons) بین خودروهای مختلف، برای تضمین ادامۀ مأموریت، درصورتیکه یک یا حتی چند خودرو منهدم یا گم شوند
تدفین گردونهایchariot burial, wagon burialواژههای مصوب فرهنگستانتدفینی که در آن گردونۀ جنگی با سازوبرگ باشد و اسبهای آن در کنار جسد دفن شده باشد