سازمان امنیتsecurity intelligence2, intelligence2, security service, intelligence service, secret serviceواژههای مصوب فرهنگستانسازمانی دولتی که مسئول جمعآوری اطلاعات مربوط به تهدیدهای امنیتی از داخل و خارج و تحلیل آنها و نیز اقدام برای تأمین امنیت کشور است
سازمانفرهنگ مترادف و متضاد۱. اداره، بنگاه، بنیاد، تشکیلات، دستگاه، موسسه ۲. نظم و ترتیب، سروسامان ۳. مجموعه کارمندان، پرسنل ۴. نامه
سازماندیکشنری فارسی به انگلیسیagency, institution, machine, machinery, organ, organism, organization, setup, system
سازمان ملل متحدلغتنامه دهخداسازمان ملل متحد. [ ن ِ م ِ ل َ ل ِ م ُت ْ ت َ ح ِ ] (اِخ ) مؤسسه ای است بین المللی که از نمایندگان 83 کشور تشکیل میگردد. افزایش روز افزون ارتباطات بین المللی و
دیوانلغتنامه دهخدادیوان . [دی ] (اِ) محل گردآوری دفاتر (مجمعالصحف ) فارسی معرب است و کسائی آن را به فتح دال و مولد دانسته است و سبب اینکه «واو» در دیوان مانند «سید» اعلال نشده اس
مدیریت اطلاعاتinformation managementواژههای مصوب فرهنگستاننظارت بر فراهمآوری و سازماندهی و ذخیره و امنیت و بازیابی و اشاعۀ منابع اطلاعاتی که به کارایی بیشتر و مؤثرتر یک تجارت یا بنگاه یا سازمان یا مؤسسه منجر شود
امیرکبیرلغتنامه دهخداامیرکبیر. [ اَ ک َ ] (اِخ ) میرزاتقی خان ، پسر محمدباقر فراهانی ، ملقب به اتابک اعظم و امیر نظام و امیرکبیر. بزرگترین رجل سیاسی دو قرن اخیر ایران و از بزرگترین
مجازشناسیauthorizationواژههای مصوب فرهنگستانتصمیمی مدیریتی و رسمی ازسوی مدیر ارشد سازمان برای مجاز کردن عملیات یک سامانة اطلاعاتی و پذیرش صریح مخاطرات آن، در مورد عملیات و داراییهای سازمان یا افراد، براس