556 مدخل
تنسیق، تنظیم، ساماندهی، نظم
organization
منظمة
سازمان دادن، نظامدهی کردن، سازمند کردن
organize
التنظيم
مرتبسازی، تنسیق، تنظیم
organization, reform
سازماندهی