ساریجهلغتنامه دهخداساریجه .[ ج َ ] (اِخ ) مردی از قبیله ٔ اویغور و جد امیر سونج آقا پسر سانشی بخشی از امیران اولجایتو است . رجوع به ذیل جامع التواریخ رشیدی چ بیانی حاشیه ٔ ص 53 شو
ساریجهلغتنامه دهخداساریجه . [ ج َ ] (اِخ ) از قبیله ٔ نایمان ، و قتلغشاه خاتون هشتمین زن اولجایتو از فرزندان او بوده است . رجوع به ذیل جامع التواریخ چ بیانی حاشیه ٔ ص 72 شود.
سارجهلغتنامه دهخداسارجه . [ ج َ / ج ِ ] (اِ) همان سار است . (شرفنامه ٔ منیری ). سارج . سارک . ساری . همان سار است . (رشیدی ). رجوع به سار و سارج و سارچه شود.
سارجه کورلغتنامه دهخداسارجه کور. [ ج َ / چ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتابای بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس ، واقع در 18 هزارگزی شمال خاوری گنبد قابوس . دشت و معتدل ، و آب آن ازرودخا
ساروجهلغتنامه دهخداساروجه . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چناران بخش حومه ٔ شهرستان مشهد، واقع در 71 هزارگزی شمال باختری مشهد، و 4 هزارگزی شمال راه شوسه ٔ مشهد به قوچان . جلگه
ساروجهلغتنامه دهخداساروجه . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قره لر بخش میاندوآب شهرستان مراغه ، واقع در 55 هزارگزی جنوب باختری راه شوسه ٔ شاهین دژ به میاندوآب . دره ای . هوای آن
سارجهلغتنامه دهخداسارجه . [ ج َ / ج ِ ] (اِ) همان سار است . (شرفنامه ٔ منیری ). سارج . سارک . ساری . همان سار است . (رشیدی ). رجوع به سار و سارج و سارچه شود.
سارجه کورلغتنامه دهخداسارجه کور. [ ج َ / چ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتابای بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس ، واقع در 18 هزارگزی شمال خاوری گنبد قابوس . دشت و معتدل ، و آب آن ازرودخا
ساروجهلغتنامه دهخداساروجه . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چناران بخش حومه ٔ شهرستان مشهد، واقع در 71 هزارگزی شمال باختری مشهد، و 4 هزارگزی شمال راه شوسه ٔ مشهد به قوچان . جلگه
ساروجهلغتنامه دهخداساروجه . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قره لر بخش میاندوآب شهرستان مراغه ، واقع در 55 هزارگزی جنوب باختری راه شوسه ٔ شاهین دژ به میاندوآب . دره ای . هوای آن
ساروجهلغتنامه دهخداساروجه . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قوریچای بخش قره آغاج شهرستان مراغه ، واقع در 45 هزارگزی خاور راه شوسه ٔ مراغه به میاندوآب . کوهستانی ، هوای آن معتدل م