سارملغتنامه دهخداسارم . (اِخ ) دهی است از دهستان وردیمه سورتیجی بخش چهاردانگه شهرستان ساری ، واقع در 41 هزارگزی شمال کیاسر. کوهستانی . هوای آن معتدل ، مرطوب ، آب آن از چشمه و زا
صارملغتنامه دهخداصارم . [ رِ ] (اِخ ) ابن عُلْوان جَوخی . شیخ طوسی گوید: وی از اصحاب صادق است و نسبت او به بنی مجاشع میرسد که جریر آنان را بنی جوخی خوانده و یا نسبت او به جوخی ک
صارملغتنامه دهخداصارم . [ رِ ] (اِخ )قاتل خاص بیک (و خاص بیک در خلع مسعود و سلطنت سلطان محمد [ سلجوقی ] خدمتها کرد) به امر سلطان محمدبن محمود. رجوع به حبیب السیر جزو چهارم از ج
صارملغتنامه دهخداصارم . [ رِ ] (ع ص ، اِ) نعت فاعلی از صَرْم . قوله تعالی : ان اغدوا علی حرثکم ان کنتم صارمین (قرآن 22/68)؛ یعنی بامداد به سر کشت و بستان خود روید اگر خرما خواهی
سارمساقلولغتنامه دهخداسارمساقلو. [ رِ ](اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان ، واقع در 15 هزارگزی زنجان ، و 5 هزارگزی راه شوسه ٔ زنجان به تبریز. کوهستانی ، هوای آن
سارماتیهلغتنامه دهخداسارماتیه . [ تی ی َ ] (اِخ ) ناحیه ٔ وسیعی از اروپای شرقی که در قدیم مسکن قوم سارمات بود. بعقیده ٔ هرودوت از رود دون بسوی مشرق سارماتها سکنی دارند. ولی از قرن د
سارمرانلغتنامه دهخداسارمران . [ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد. واقعدر 24 هزارگزی شمال باختری اسفراین ، و 4 هزارگزی باختر راه شوسه ٔ عمومی بجنو
سارمساقلولغتنامه دهخداسارمساقلو. [ رِ ](اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان ، واقع در 15 هزارگزی زنجان ، و 5 هزارگزی راه شوسه ٔ زنجان به تبریز. کوهستانی ، هوای آن
سارماتیهلغتنامه دهخداسارماتیه . [ تی ی َ ] (اِخ ) ناحیه ٔ وسیعی از اروپای شرقی که در قدیم مسکن قوم سارمات بود. بعقیده ٔ هرودوت از رود دون بسوی مشرق سارماتها سکنی دارند. ولی از قرن د
سارمرانلغتنامه دهخداسارمران . [ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد. واقعدر 24 هزارگزی شمال باختری اسفراین ، و 4 هزارگزی باختر راه شوسه ٔ عمومی بجنو