سارانیواژهنامه آزادقومی در سیستان و بلوچستان به معنی ابتدا و آغاز. سارانی به معنی ابتدائی و آغاز هر چیزی می باشد. دز زابل شهرام هم گفته می شود.
طایفه سارانیلغتنامه دهخداطایفه سارانی . [ ف َ ] (اِخ ) دهی از بخش میان کنگی شهرستان زابل ، واقع در 8هزارگزی شمال ده دوست محمد نزدیک مرز افغانستان . جلگه ، گرم و معتدل با 558 تن سکنه . آ
طایفه سارانیلغتنامه دهخداطایفه سارانی . [ ف َ ] (اِخ ) دهی از بخش میان کنگی شهرستان زابل ، واقع در 8هزارگزی شمال ده دوست محمد نزدیک مرز افغانستان . جلگه ، گرم و معتدل با 558 تن سکنه . آ
سارانلغتنامه دهخداساران . (اِخ ) یکی از محلات قصبه ٔ تهران بوده و افضل سارانی شاعر هجاگوی قرن دهم منسوب بدانجاست . رجوع به تحفه ٔ سامی ص 167 شود.
ده خمرلغتنامه دهخداده خمر. [ دِه ْ خ َ ] (اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل . واقع در چهارهزارگزی شمال باختری ده دوست محمد. سکنه ٔ آن 787 تن . آب آن از رودخانه ٔ هیرمند
ده ملاعبدالغتنامه دهخداده ملاعبدا. [ دِه ْ م ُل ْ لا ع َ دُل ْ لاه ](اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل . واقع در 11هزارگزی باختر ده دوست محمد. سکنه ٔ آن 287 تن . آب آن از رو