سارابلغتنامه دهخداساراب . (اِخ ) دهی است از دهستان خوله ٔ بخش شهر بابک شهرستان یزد، واقع در 18 هزارگزی خاور شهر بابک متصل به راه فیض آباد شهر بابک . جلگه ای و معتدل و مالاریائی ،
سارآبادلغتنامه دهخداسارآباد. (اِخ ) دهی است از دهستان زلقی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد، واقع در 72 هزارگزی جنوب خاوری الیگودرز، درکنار راه مالرو دستگرد به پرچل . کوهستانی و سردسیر،
سَارِبٌفرهنگ واژگان قرآنرونده در راه که رفتن خود را علني کند و پنهان ندارد (از کلمه سَرَب يا سُرب به معني معناي در سرازيري رفتن ، روان شدن اشک ، و نيز رفتن در هر راه ميباشد )
سارآبادلغتنامه دهخداسارآباد. (اِخ ) دهی است از دهستان زلقی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد، واقع در 72 هزارگزی جنوب خاوری الیگودرز، درکنار راه مالرو دستگرد به پرچل . کوهستانی و سردسیر،
سامانة رایانهای عملیات بارگُنجیyard operation computer systemواژههای مصوب فرهنگستانسامانهای برای واپایی و برنامهریزی عملیات جابهجایی بارگنجها در اسکله اختـ . ساراب YOCS
محکی امینلغتنامه دهخدامحکی امین . [ م ُ ح َ اَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پاطاق بخش سرپل ذهاب شهرستان قصرشیرین ، واقع در9هزارگزی جنوب خاوری سرپل ذهاب کنار راه شوسه ٔ قصرشیرین به کرما
لوتفرهنگ انتشارات معین[ فر. ] (اِ.) سازی است که در ایران به نام عود معروف می باشد. پیانونوازان فرانسوی در قرون 17 و 18 م . برای این ساز قطعات سبکی می ساختند که بعدها تحت عنوان پرلود،
سارلغتنامه دهخداسار. (اِ) پرنده ای است سیاه و خوش آواز که خالهای سفید ریزه دارد. و مرغ ملخ خوار نوعی از آن است . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ). جانوری است پرنده و سیاه رنگ که