سادکسلغتنامه دهخداسادکس . [ دُ ک ُ ] (اِخ ) پسر پادشاه تراکیه در نیمه ٔ قرن پنجم ق . م . بود. وی سفیران اسپارت را که برای جلب حمایت در بار هخامنشی ضد آتنیها عازم شوش بودند بازداش
ساداکلغتنامه دهخداساداک . (اِ) کوره و بخاری و خصوصاً آن قسمت از کوره که در خلف محل روشن کردن آتش است . (ناظم الاطباء).
شوذانقلغتنامه دهخداشوذانق . [ ن َ / ن ِ ] (معرب ، اِ) نوعی از چرغ . (ناظم الاطباء). چرغ یا شاهین . (منتهی الارب ). سوذانق . سوذق . سوذنیق . شوذنیق . شوذق . شوذنوق . شیذنوق . شاهین