سادات رضا توفیقیلغتنامه دهخداسادات رضا توفیقی . [ ت ِ رِ ت َ ] (اِخ ) قبیله ای از بنی هاشم اند که ییلاق آنها در ناحیه ٔ طبیعی کوه کیلویه و قشلاق آنان در ناحیه ٔ ده دشت کوه کیلویه است .
ساداتلغتنامه دهخداسادات . (اِخ ) سلاطین [ سلاطین لحسا ] را سادات میگفتند. (سفرنامه ٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص 110).
ساداتلغتنامه دهخداسادات . (اِخ ) (سلاطین ... دهلی ) چهارمین سلسله از پنج سلسله ٔ مسلمان قبل از سلطنت مغول در هندوستان ، شامل بیست و هفتمین تا سی امین پادشاهان دهلی که از 817 هَ .
ساداتلغتنامه دهخداسادات . (اِخ ) دهی است از دهستان ایتبوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. واقع در 33 هزارگزی شمال خاوری نورآباد در کنار باختر راه شوسه ٔ خرم آباد به کرمانشاه . دامنه
سادات رضا توفیقیلغتنامه دهخداسادات رضا توفیقی . [ ت ِ رِ ت َ ] (اِخ ) قبیله ای از بنی هاشم اند که ییلاق آنها در ناحیه ٔ طبیعی کوه کیلویه و قشلاق آنان در ناحیه ٔ ده دشت کوه کیلویه است .
رضویفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مربوط به امام رضا: آستان رضوی.۲. از نسل امام رضا: سادات رضوی.۳. (اسم) (موسیقی) گوشهای در دستگاه شور.
رضالغتنامه دهخدارضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای سمنانی . از سادات هرات و قاضی سمنان و از گویندگان فارسی زبان بوده . و رجوع به فرهنگ سخنوران و روز روشن ص 246 شود.
رضالغتنامه دهخدارضا. [ رِ ] (اِخ ) ابوالحسین بن زکی بن حسن ... بن علی بن ابیطالب که به هفت واسطه نسبش به حضرت امام حسن می رسد و از طرف مادر نوه ٔ صاحب بن عباد وزیر نامی بود و س
رضالغتنامه دهخدارضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضا اصفهانی ، سیدشرف الدین . از گویندگان نامی ایران و از سادات اصفهان بود و نیاکان وی از وزراء و امرا بودند. در عصر شاهرخ حاکم سبزوار بود