ساختگراییstructuralism, structural linguisticsواژههای مصوب فرهنگستانرویکردی به مطالعۀ زبان که بررسی ساخت و نظام زبان را در کانون توجه خود قرار میدهد
اثر ساختگاهsite effectواژههای مصوب فرهنگستاناثر شرایط زمینشناختی و عارضههای محلی ایستگاه ثبت بر جنبشهای زمین
آمادهسازی ساختگاهsite preparation 2واژههای مصوب فرهنگستانساماندهی و آمادهسازی ساختگاه برای شروع عملیات اصلی
تجزیۀ سازهای بلافصلimmediate constituent analysisواژههای مصوب فرهنگستانشیوهای در تحلیل ساخـت جمله در زبانشناسی ساختگرا متـ . تجزیۀ سازهای پیاپی
آمادهسازی ساختگاهsite preparation 2واژههای مصوب فرهنگستانساماندهی و آمادهسازی ساختگاه برای شروع عملیات اصلی
پاسخ ساختگاهsite responseواژههای مصوب فرهنگستانتغییر دامنه و فاز و شکل جنبش زمینِ ناشی از زمینلرزه در حوزة زمان یا بسامد براثر شرایط محلی ساختگاه متـ . تقویت ساختگاه site amplification