ساختار مولکولیmolecular structureواژههای مصوب فرهنگستاننحوۀ آرایش هستهها و الکترونها برای تشکیل یک مولکول
ساختاردیکشنری فارسی به انگلیسیanatomy, architecture, build, conformation, constitution, construction, fabric, formation, frame, machinery, makeup or make-up, organization, structure, system,
ساختارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی اختار، بافت، ساخت، زیرساخت، شبکه، آرایش طرح، الگو، ساختمان، سامانه، ترکیب، بافت متقاطع زیربنا، استخوانبندی، اسطقس (اسوقس)، روبنا، بدنه، پیک
الگوسازی مولکولیmolecular modelingواژههای مصوب فرهنگستاناستفاده از روشهای رایانهای برای طراحی ساختار مولکولی داروها
فضاویژگیstereospecificityواژههای مصوب فرهنگستانشرایط بسپاری که ساختار مولکولی آن آرایش فضایی ثابتی از اتمهای سازنده دارد
قرینهپارenantiomer, enantiomorph, optical isomer, optical antipodeواژههای مصوب فرهنگستانهریک از جفتهمپارهای فضایی یک ترکیب شیمیایی که ساختار مولکولی آنها تصویر آینهای یکدیگر است
محاسبه از آغازab initio calculation, ab initio computationواژههای مصوب فرهنگستانمحاسبۀ شکل هندسی یک مولکول تنها با استفاده از ترکیببندی و ساختار مولکولی که از حل معادلۀ شرودینگر برای یک مولکول معین به دست میآید
شیمی محاسباتیcomputational chemistryواژههای مصوب فرهنگستانبخشی از شیمی که در آن با استفاده از رایانهها و قدرت محاسباتی آنها ساختار مولکولی و خواص و واکنشها پیشبینی میشود