ساجدةلغتنامه دهخداساجدة. [ ج ِدَ ] (ع ص ) تأنیث ساجد. رجوع به ساجد شود. || سست و سست نظر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). عین ساجدة. چشم که سست نظر باشد. (شرح قاموس ). و این معنی مجا
plainestدیکشنری انگلیسی به فارسیساده، صاف، واضح، عادی، هموار، پهن، رک و ساده، برابر، اشکار، بد قیافه، سر راست