ساجاتلغتنامه دهخداساجات . (ع اِ) ج ِ ساجة است . (تاج العروس ) (اقرب الموارد). رجوع به ساج و ساجة شود.
سادات محله ٔآهلغتنامه دهخداسادات محله ٔآه . [ م َ ح َل ْ ل ِ ی ِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان سیاه رود بخش حومه ٔ شهرستان دماوند، واقع در 2 هزارگزی شمال رودهن . کوهستانی و سردسیر، و آب آن
سادات سید ناصرالدینلغتنامه دهخداسادات سید ناصرالدین . [ت ِ س َی ْ ی ِ ص ِ رِدْ دی ] (اِخ ) یکی از طوایف کرد ساکن پشتکوه ایران است . ییلاق آن ایل درب امامزاده و قشلاق آن تنگ تیمه است . (جغرافیا
ساجةلغتنامه دهخداساجة. [ ج َ ] (ع اِ) آن چوب که معیار بدان برکشند. (مهذب الاسماء). لوح صراف ؛ تخته ای که بر آن پول شمرد. || یکی چوب ساج . ج ، ساجات .
ساجلغتنامه دهخداساج . (اِ) درختی باشد بسیار بزرگ و بیشتر در هندوستان روید، طبیعت آن سرد و خشک است . (برهان ) (رشیدی ) (غیاث اللغات ).معرب درخت ساگ است ، و بهندی آنرا ساکهو نامن
سادات محله ٔآهلغتنامه دهخداسادات محله ٔآه . [ م َ ح َل ْ ل ِ ی ِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان سیاه رود بخش حومه ٔ شهرستان دماوند، واقع در 2 هزارگزی شمال رودهن . کوهستانی و سردسیر، و آب آن