ساتلمشلغتنامه دهخداساتلمش . [ ت ِ م ِ ] (اِخ ) (امیر...) از سرکردگان الوس جغتای است که بسال 667 هَ . ق . از جانب شاهزاده براق مأمور جنگ با شمس الدین کرت و فتح هرات شد، رجوع به تا
ساتلمشلغتنامه دهخداساتلمش . [ ت ِ م ِ ] (اِخ ) (امیر...) ستلمش . بیگ بن عبداﷲ مولای از سرکردگان قزغن سردار الوس جغتای و ماوراء النهر است که بسال 752 هَ . ق . برای جنگ با معزالدین
ساتلمشلغتنامه دهخداساتلمش . [ ت ِ م ِ ] (اِخ ) (امیر...) یا امیرزاده که نام او در نسخ خطی بصور ساتالمیش وساتلمیش وساتیلمیش وستلمیش وستلمش نیز ضبط گردیده از امرای غازان ایلخان ایرا
ساتلمشلغتنامه دهخداساتلمش . [ ت ِ م ِ ] (اِخ ) (ناصرالدین ...) برادر امیر نوروز، امیر دلاور غازان است که بسال 696 هَ . ق . بفرمان آن ایلخان جزو عده ای دیگر از کسان امیر نوروز کشته
ساتلمشلغتنامه دهخداساتلمش . [ ت ِ م ِ ] (اِخ ) از کارگزاران حکومت غزنوی . وی در ابتدا خزینه دار امیر محمد بن محمود بود و بعد در دربار سلطان مسعود تقرب یافت و بشحنگی بادغیس رسید، و
ساتلمیش توپخانهلغتنامه دهخداساتلمیش توپخانه . [ ت ِ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه . واقع در 11500 گزی شمال باختر میاندوآب و 7 هزارگزی باختر راه
ساتلمیش محمدلولغتنامه دهخداساتلمیش محمدلو. [ ت ِ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه ، واقع در 11 هزارگزی شمال باختری میاندوآب و 8 هزارگزی راه
ستلمش بیکلغتنامه دهخداستلمش بیک . [ س َ ت ُ م ُ ب َ ] (اِخ ) ابن مولای . امیر قهستان که در جنگی که بتاریخ نیمه ٔ ربیع الاول 759 هَ . ق . بین او و ملک معزالدین حسین در گرفت کشته شد.ز
چاربرجلغتنامه دهخداچاربرج . [ ب ُ ] (اِخ ) در بلوک ساتلمش مراغه دو قریه میباشد که هر دو به چاربرج موسوم است این دو قریه وصل بیکدیگرند و اراضی آنها از آب جغتو مشروب میشود. هر قریه
ارسلانلغتنامه دهخداارسلان . [ اَ س َ ] (اِخ ) در تاریخ بیهقی (چ فیاض ص 519) آمده : و روز چهارشنبه چهارم جمادی الاولی بکوشک دشت لنگان بازآمد [ احمدحسن ] و روز دیگر نامه رسید بگذشته
یاسامیشیلغتنامه دهخدایاسامیشی . (مغولی ، ص ) پسندیده . (فرهنگ وصاف از آنندراج ). || (اِ) سرانجام کارها. (فرهنگ وصاف از آنندراج ). نظم . آراستگی . (فرهنگ فارسی معین ). تدبیر و کارساز