ساطعلغتنامه دهخداساطع. [ طِ ] (ع ص ) بلندشونده و برآینده . (از منتهی الارب ) بلند شده چون بوی مشک . (المنجد). || بلند. (غیاث از منتخب ) (آنندراج ). افراخته شده و برداشته شده . (
ساتاسپسلغتنامه دهخداساتاسپس . (اِخ ) یونانی شده ٔ «ست اسپ = صد اسب » نام یکی از افراد خاندان هخامنشی معاصر خشایارشا (486 - 465 ق . م .) است . پدر او چیش پش و مادرش خواهر داریوش بزر
ساتاگیدلغتنامه دهخداساتاگید. (اِخ ) بروایت هرودوت تیره ای از مردم مشرق یا شمال شرق ایران بود، و مقر ایشان در تقسیمات شاهنشاهی هخامنشی جزو ایالت هفتم بشمار میرفت . نام آنها در کتیبه
ساتالیالغتنامه دهخداساتالیا. (اِخ ) نامی است که بازرگانان مغربی به علایا = ادالیا میدادند و آن را علأالدین سلجوقی در محل خرابه های کراسِسیوم بنا کرده بود و مهم ترین بندر جنوب اناط