سابیالغتنامه دهخداسابیا. (ع اِ) پوست که بچه در آن بود. (مهذب الاسماء). مشیمه که با بچه بیرون آید از زهدان . (منتهی الارب ). آن پوستی است که بچه در اوست و بیرون می آید با بچه . (ش
ساباطلغتنامه دهخداساباط. (ع اِ) پوشش رهگذر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بالائی که زیر آن راه بود. (مهذب الاسماء). پوشش و سقف . پوشش بازار. سقف میان دو دیوار که زیر آن راه بود. ج ،
سابقاًلغتنامه دهخداسابقاً. [ ب ِ قَن ْ ] (ع ق ) از پیش . از این پیش . پیش از این . در ایام پیش . در زمان پیش . پیش از آن . پیش از وقت . در پیش . پیشتر. در سابق . در زمان سابق . سا
سَّابِحَاتِفرهنگ واژگان قرآنبه سرعت حرکت کنندگان (ازکلمه سبح به معناي سرعت در حرکت است ، همچنان که به اسب وقتي به سرعت ميدود سابح ميگويند)
شامیانهلغتنامه دهخداشامیانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) پوش که خیمه ٔ بزرگ سرپهن است . || سقف پهن پارچه ای و این لفظدر تکلم امروز هند هست . (فرهنگ نظام ). || سایبان و آفتاب گردان . چتر تا