صابونیلغتنامه دهخداصابونی . (اِ) نباتی است از تیره ٔ قرنفلیان و از دسته ٔ میخ»ها که ساقه های زیرین و ساق و برگ آن دارای ماده ٔ لعابی است و مانند صابون در آب کف میکند. (گیاه شناسی
صابونیلغتنامه دهخداصابونی . (اِخ ) احمدبن ابراهیم . ادیبی از مردم حماة ووفات وی نیز بدانجا بوده است . او جریده ٔ یومیه ٔ «لسان الشرق » را بسال 1324 هَ . ق . دو سال منتشر ساخت . مر
صابونیلغتنامه دهخداصابونی . (اِخ ) احمدبن محمدبن حسین بن السندی . وی ثقه و معمر و مسند دیار مصر است و ازیونس بن عبدالاعلی و مزنی و بزرگان دیگر روایت کند و ابن نظیف از وی روایت آور
صابونیلغتنامه دهخداصابونی . (اِخ ) محمدبن احمدبن ابراهیم بن سلیمان الجعفی الکوفی ، مکنی به ابی الفضل صابونی . رجوع به محمدبن احمدبن ابراهیم بن سلیمان جعفی شود.
سابوریلغتنامه دهخداسابوری . [ ] (اِخ ) احمدبن عبداﷲبن سابور دقاق سابوری بغدادی مکنی به ابوالعباس . از محدثان است . (سمعانی ).
سابینینلغتنامه دهخداسابینین . [ ی َ ] (اِخ ) پاپ شصت و هفتم بود که از سال 604 تا 606 م . مقام پاپی داشت . رسم نواختن ناقوس در کلیساها یادگار اوست .
سابوریلغتنامه دهخداسابوری . [ ] (اِخ ) عبداﷲبن زیادبن سابور سابوری . از محدثان است . و منسوب به سابور نیای خویش است . (سمعانی ).
سابوریلغتنامه دهخداسابوری . [ ] (اِخ ) محمدبن عبدالواحدبن محمدبن حسن بن حمدان فقیه سابوری مکنی به ابوعبداﷲ. از محدثان و منسوب به سابور فارس است . (سمعانی ) (معجم البلدان ).
سابوریلغتنامه دهخداسابوری . [ ] (اِخ ) احمدبن عبداﷲبن سابور دقاق سابوری بغدادی مکنی به ابوالعباس . از محدثان است . (سمعانی ).