سابورلغتنامه دهخداسابور. (اِخ ) ابن یزدچردبن ساپور پسر یزدگرد اول (بزه کار) بود و حکومت ارمنستان را داشت بسال 420 م . بعد از مرگ پدر خواست بر تخت نشیند ولی بزرگان ایران او را کشت
سابورلغتنامه دهخداسابور. (اِخ ) (خندق ...)این خندق به امر شاپور دوم (310 - 379 م .) که اعراب وی را ذوالاکتاف لقب داده اند حفر شده بود. در زمان فتوحات اولیه ٔ مسلمین خندق سابور مو
سابورلغتنامه دهخداسابور. (اِخ ) ابن اردشیر. دومین پادشاه ساسانی (241 - 271 م .) است . رجوع به سابور الجنود و شاپور اول و ساسانیان شود.
سابورلغتنامه دهخداسابور. (اِخ ) ابن اشک یا ابن اشکان یا ابن اشغان یا ابن افقور بروایت مورخان اسلامی ، دومین پادشاه سلسله ٔ اشکانی بوده است . رجوع به ایران باستان ج 3 صص 2546 - 25
سابورلغتنامه دهخداسابور. (اِخ ) ابن بابک برادر بزرگ اردشیر بابکان است که در سالهای 211 و212 م . در پارس امارت داشت . رجوع به ساسانیان شود.
ثابورلغتنامه دهخداثابور. (اِخ ) (طور... جبل ...) نام کوه کوچکی بشام (فلسطین شمالی ) بالای ساحل راست اردن آنجا که آن نهر از دریاچه ٔ طبریه خارج میشود. ارتفاع آن از سطح دریا 561گز
سابور ذوالاکتافلغتنامه دهخداسابور ذوالاکتاف . [ رِ ذُ ل ْ اَ ] (اِخ ) رجوع به سابور بن هرمز و ذوالاکتاف و شاپور دوم و ساسانیان شود.
سابور رازیلغتنامه دهخداسابور رازی . [ رِ ] (اِخ ) شاپور رازی . از سرداران ایران در روزگار فیروز اول ساسانی (459 - 483 م .) و از خاندان مهران بود. رجوع به تجارب الامم ج 1 ص 167. و طبری
سابور سکانشاهلغتنامه دهخداسابور سکانشاه . [ رِ س َ ] (اِخ ) رجوع به ایران در زمان ساسانیان ص 260 و شاپورسکان شاه در این لغت نامه شود.
سابوریلغتنامه دهخداسابوری . [ ] (اِخ ) احمدبن عبداﷲبن سابور دقاق سابوری بغدادی مکنی به ابوالعباس . از محدثان است . (سمعانی ).
سابوریلغتنامه دهخداسابوری . [ ] (اِخ ) عبداﷲبن زیادبن سابور سابوری . از محدثان است . و منسوب به سابور نیای خویش است . (سمعانی ).
سابور ذوالاکتافلغتنامه دهخداسابور ذوالاکتاف . [ رِ ذُ ل ْ اَ ] (اِخ ) رجوع به سابور بن هرمز و ذوالاکتاف و شاپور دوم و ساسانیان شود.
سابور رازیلغتنامه دهخداسابور رازی . [ رِ ] (اِخ ) شاپور رازی . از سرداران ایران در روزگار فیروز اول ساسانی (459 - 483 م .) و از خاندان مهران بود. رجوع به تجارب الامم ج 1 ص 167. و طبری
سابور سکانشاهلغتنامه دهخداسابور سکانشاه . [ رِ س َ ] (اِخ ) رجوع به ایران در زمان ساسانیان ص 260 و شاپورسکان شاه در این لغت نامه شود.
سابوریلغتنامه دهخداسابوری . [ ] (اِخ ) احمدبن عبداﷲبن سابور دقاق سابوری بغدادی مکنی به ابوالعباس . از محدثان است . (سمعانی ).