سائیسلغتنامه دهخداسائیس . (اِخ ) یکی از قدیمی ترین شهرهای مصر قدیم که در دلتای نیل در مشرق دمنهور قرار داشت . صنعت پارچه های کتانی این شهر مشهور بود و معبد معروفی برای الهه ٔ «نی
کلاک سائیسلغتنامه دهخداکلاک سائیس . [ ک ُ ] (اِخ ) پسر سوم تارگی تای نخستین نیای سکاها که بعد از پدر به سلطنت رسید. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 1 ص 581 شود.
shedsدیکشنری انگلیسی به فارسیسایبان، الونک، کپر، ریختن، افکندن، خون جاری ساختن، جاری ساختن، پوست ریختن، برگ ریزان کردن، انداختن، افشاندن
کلاک سائیسلغتنامه دهخداکلاک سائیس . [ ک ُ ] (اِخ ) پسر سوم تارگی تای نخستین نیای سکاها که بعد از پدر به سلطنت رسید. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 1 ص 581 شود.
پسامتیک اوللغتنامه دهخداپسامتیک اول . [ پْسا / پ ِ م ِ ک ِ اَوْ وَ ] (اِخ ) فرعون سائیس و منفیس . وی بیست و ششمین سلسله ٔ فراعنه ٔ مصر را بسال 666 ق .م . تأسیس کرد و در 611 ق . م . در
سکرپسلغتنامه دهخداسکرپس . [ س ِ رُ ] (اِخ ) نخستین پادشاه آتیکا است که بنابر افسانه های قدیم یونان در 1580 ق .م . از شهر سائیس بدان سرزمین آمد و مردم را آداب اجتماعی و ازدواج و ز