ذیوعلغتنامه دهخداذیوع . [ ذُ ] (ع مص ) آشکارا کردن . (تاج المصادر بیهقی ). || آشکار شدن خبر؛ (زوزنی ). ذیوع خبر؛ فاش و پراکنده شدن آن . ذیع خبر، ذیعان خبر؛ فاش شدن . ظاهر گشتن خ
زیوارلغتنامه دهخدازیوار. [ زی ] (اِ) کوچه و برزن خواه در شهر باشد و یا در ده و روستا. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ).- زیوارآرا ؛ آنکه کوی و برزن راآرایش می کند. (ناظم الاطباء) (ا
زیوارلغتنامه دهخدازیوار. [ زی ] (اِخ ) دهی از دهستان سوسن است که در بخش ایذه ٔ شهرستان اهواز واقع است و 195 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
زیوارلغتنامه دهخدازیوار. [ زی ] (اِ) سویت و مساوی بودن و برابری باشد. (برهان ) (آنندراج ).برابری و مساوات و یکسانی و سویت و عدالت . (ناظم الاطباء). سویت و برابری باشد. (جهانگیری
زیوانلغتنامه دهخدازیوان . [ زی ] (اِ) دانه ای که در گندم زارها روید و سیاه رنگ باشد و خوردن آن خدارت و دیوانگی آورد. (ناظم الاطباء). زؤان . شالم . شولم . شیلم . سعیع. شلمک . زوا
زیوارلغتنامه دهخدازیوار. [ زی ] (اِ) کوچه و برزن خواه در شهر باشد و یا در ده و روستا. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ).- زیوارآرا ؛ آنکه کوی و برزن راآرایش می کند. (ناظم الاطباء) (ا
زیوارلغتنامه دهخدازیوار. [ زی ] (اِخ ) دهی از دهستان سوسن است که در بخش ایذه ٔ شهرستان اهواز واقع است و 195 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
زیوارلغتنامه دهخدازیوار. [ زی ] (اِ) سویت و مساوی بودن و برابری باشد. (برهان ) (آنندراج ).برابری و مساوات و یکسانی و سویت و عدالت . (ناظم الاطباء). سویت و برابری باشد. (جهانگیری
زیوانلغتنامه دهخدازیوان . [ زی ] (اِ) دانه ای که در گندم زارها روید و سیاه رنگ باشد و خوردن آن خدارت و دیوانگی آورد. (ناظم الاطباء). زؤان . شالم . شولم . شیلم . سعیع. شلمک . زوا
زیوانلغتنامه دهخدازیوان . [ زی ] (اِخ ) دهی از دهستان فشافویه است که در بخش ری شهرستان تهران واقع است و 1077 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).