زینگرلغتنامه دهخدازینگر. [ گ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان رادکان است که در بخش حومه ٔ شهرستان مشهد واقع است و 343 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
زینگونهلغتنامه دهخدازینگونه . [ گو ن َ / ن ِ ] (ق مرکب )مخفف از اینگونه . از اینسان . بدین طرز : چو یک هفته زینگونه بامی بدست ببودند شادان دل و می پرست . فردوسی .که با کیست زینگونه
zingدیکشنری انگلیسی به فارسیزینگ، گرمی، جیغ شدید و تند، صدایی شبیه جیغ، زور، قدرت، انرژی، روح، جیغ کشیدن
zingsدیکشنری انگلیسی به فارسیزینگ ها، گرمی، جیغ شدید و تند، صدایی شبیه جیغ، زور، قدرت، انرژی، روح، جیغ کشیدن