زینت دادنلغتنامه دهخدازینت دادن . [ ن َ دَ ] (مص مرکب ) آرایش دادن و آراستن . (ناظم الاطباء). آراستن . پیراستن کسی یا چیزی را : در رعایت آنچه ما آن را درنظر تو زینت داده ایم . (تاریخ
زینتلغتنامه دهخدازینت . [ ن َ ] (اِخ ) دهی از بخش رامیان شهرستان گرگان است که 160 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
آینه کاریفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهزینت دادن سقف یا دیوارهای داخل ساختمان با چسباندن قطعههای کوچک آیینه به شکلهای هندسی.
طلاکوبیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهزینت دادن و نقشونگار کردن چیزی با ورقهای طلا؛ شغل و عمل طلاکوب.