زینبیلغتنامه دهخدازینبی . [ زَ ن َ ] (ص نسبی ) منسوب است به زینب دختر سلیمان بن علی ... (از انساب سمعانی ). رجوع به زینب بنت سلیمان و زینبیون شود.
زینبیلغتنامه دهخدازینبی . [ زَ ن َ ] (اِخ ) حسین بن محمدبن علی بن الحسن الزینبی ، مکنی به ابی طالب . وی در بغداد نقیب النقباء و مردی فقیه و موجه و شریف بود و در اواخر عمر از نقاب
زینبیلغتنامه دهخدازینبی . [ زَ ن َ ] (اِخ ) علی بن طرادبن محمد، مکنی به ابی القاسم . رجوع به علی زینبی در همین لغت نامه و تجارب السلف و دستورالوزراء شود.
زینبیلغتنامه دهخدازینبی . [ زَ ن َ ] (اِخ ) محمدبن محمد الزینبی البغدادی . او از احمدبن عثمان بن احمد المستوفی و از وی ابوحفص عمربن احمدبن احمد النسفی روایت کند. (یادداشت بخط مرح
زینبیلغتنامه دهخدازینبی . [ زَ ن َ ] (اِخ ) مرحوم دهخدا در چند یادداشت نام او را بنقل رادویانی در ترجمان البلاغه «عبدالجبار» آورده و چندین بیت شعر او را از همین کتاب در آن یادداش
زینبیونلغتنامه دهخدازینبیون . [ زَ ن َ بی یو ] (اِخ ) خاندانی از اولاد زینب بنت سلیمان بن علی بن عبداﷲبن العباس ... و از آن خاندان است وزیر الشریف ابی القاسم علی بن طراد... (یادداش
حسین زینبیلغتنامه دهخداحسین زینبی . [ ح ُ س َ ن ِ زَ ن َ ] (اِخ ) رجوع به زینبی در همین لغت نامه و زرکلی ج 1 ص 258 شود.
قاسم زینبیلغتنامه دهخداقاسم زینبی . [ س ِ م ِ زَ ن َ ] (اِخ ) ابن علی بن حسین هاشمی زینبی ، مکنی به ابونصر. قاضی و از مردم بغدادبود و با ادبیات و شعر سر و کار داشت . رساله ای در «احکا
قاضی زینبیلغتنامه دهخداقاضی زینبی . [ زَ ن َ ] (اِخ ) قاسم بن علی بن حسین هاشمی . رجوع به قاسم زینبی شود.
علی زینبیلغتنامه دهخداعلی زینبی . [ ع َ ی ِ زَ ن َ ] (اِخ ) ابن حسین بن محمد زینبی . مکنی به ابوالقاسم . فقیه بود و در سال 447 هَ . ق . در بغداد متولد شد. المسترشد باللّه عباسی وی را
زینبیونلغتنامه دهخدازینبیون . [ زَ ن َ بی یو ] (اِخ ) خاندانی از اولاد زینب بنت سلیمان بن علی بن عبداﷲبن العباس ... و از آن خاندان است وزیر الشریف ابی القاسم علی بن طراد... (یادداش
حسین زینبیلغتنامه دهخداحسین زینبی . [ ح ُ س َ ن ِ زَ ن َ ] (اِخ ) رجوع به زینبی در همین لغت نامه و زرکلی ج 1 ص 258 شود.
قاسم زینبیلغتنامه دهخداقاسم زینبی . [ س ِ م ِ زَ ن َ ] (اِخ ) ابن علی بن حسین هاشمی زینبی ، مکنی به ابونصر. قاضی و از مردم بغدادبود و با ادبیات و شعر سر و کار داشت . رساله ای در «احکا
قاضی زینبیلغتنامه دهخداقاضی زینبی . [ زَ ن َ ] (اِخ ) قاسم بن علی بن حسین هاشمی . رجوع به قاسم زینبی شود.
علی زینبیلغتنامه دهخداعلی زینبی . [ ع َ ی ِ زَ ن َ ] (اِخ ) ابن حسین بن محمد زینبی . مکنی به ابوالقاسم . فقیه بود و در سال 447 هَ . ق . در بغداد متولد شد. المسترشد باللّه عباسی وی را