زینال آغاجلغتنامه دهخدازینال آغاج . [ زِ ] (اِخ ) دهی از دهستان خسروشاه است که در بخش اسکوی شهرستان تبریز واقع است و 280 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
زیناللولغتنامه دهخدازیناللو. [ زِ ] (اِخ ) دهی از دهستان روضه چای است که در بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه واقع است و 250 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
زینال آغاجلغتنامه دهخدازینال آغاج . [ زِ ] (اِخ ) دهی از دهستان خسروشاه است که در بخش اسکوی شهرستان تبریز واقع است و 280 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
زیناللولغتنامه دهخدازیناللو. [ زِ ] (اِخ ) دهی از دهستان روضه چای است که در بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه واقع است و 250 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
روضه چایلغتنامه دهخداروضه چای . [ رَ ض َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای ششگانه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان اُرومیّه واقع در قسمت باختری بخش . هوای آن کوهستانی و معتدل و مالاریایی است . این
زیغالفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهقدح؛ پیاله؛ قدح شرابخوری: ◻︎ شِکُفت لاله، تو زیغال بِشکُفان که همی / به دورِ لاله به کف برنهاده بهْ، زیغال (رودکی: ۵۰۴).
زیاللغتنامه دهخدازیال . (ع مص ) (از «زی ل ») همدیگر جدا شدن . مزایلة مثله . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). زایَل َ مزایلةً و زیالاً. رجوع به مزایلة شود. (ناظم الاطباء). || زاله ع