زیلعلغتنامه دهخدازیلع. [ زَ ل َ ] (اِخ ) شهری است به ساحل دریای حبشه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نام شهری به ساحل شرقی افریقیه نزدیک باب المندب . (ابن بطوطه ، یادداشت بخط م
زیلعلغتنامه دهخدازیلع. [ زَ ل َ ] (ع اِ) نوعی از مهره ٔ سپید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
زیلاییلغتنامه دهخدازیلایی . (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش مسجد سلیمان است که در شهرستان اهواز و میان دهستانهای جهانگیری ، ترکه دز و شهرستان شوشتر واقع است و 1500 تن سکنه دارد و از 1
زیلانواژهنامه آزادزندگی، منسجم، گیاهی مخملی و زیبا که بهاران کوهها و دامنه ها را همچون مخملی سبز می پوشاند.
زیلانفرهنگ نامها(تلفظ: ze(a)ylān) (= اَرجی ، دِسیس) نام گیاهی است یکساله و معطر و دارای کرکهای غدهدار و چسبناک از تیرهی اسفناج .
زیلاییلغتنامه دهخدازیلایی . (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش مسجد سلیمان است که در شهرستان اهواز و میان دهستانهای جهانگیری ، ترکه دز و شهرستان شوشتر واقع است و 1500 تن سکنه دارد و از 1
پیرگاهلغتنامه دهخداپیرگاه . (اِخ ) دهی از دهستان زیلائی بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز. واقع در 28هزارگزی شمال باختری مسجدسلیمان . کنار راه مسجدسلیمان به لالی . کوهستانی ، گرمسیر، م
ده کلانلغتنامه دهخداده کلان . [ دِه ْ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زیلائی بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز. واقع در 30هزارگزی شمال باختری مسجد سلیمان . دارای 200 تن سکنه می باشد. آب
کنجدکارلغتنامه دهخداکنجدکار. [ ک ُ ج ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان زیلایی است که در بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز واقع است و 100 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).