زیرنَهَنجhypothalamusواژههای مصوب فرهنگستاناندامی که در زیر نهنج قرار دارد و کارش تنظیم آب و دمای بدن و خواب و صفات ثانوی جنسی است
زیرلغتنامه دهخدازیر. [ زَی ْ ی ِ ] (ع ص ) (از «زور») خشمناک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
زیردیکشنری فارسی به انگلیسیab-, below, beneath, bottom, downside, hypo-, infra-, low, foot, under, under-, underneath, within, reedy, sub-
زیرنَهَنجhypothalamusواژههای مصوب فرهنگستاناندامی که در زیر نهنج قرار دارد و کارش تنظیم آب و دمای بدن و خواب و صفات ثانوی جنسی است
هیپوتالاموسفرهنگ انتشارات معین(پُ) [ فر. ] (اِ.) اندامی که در زیر نهنج قرار دارد و کارش تنظیم آب و دمای بدن و خواب و صفات ثانوی جنسی است ، زیر نهنج . (فره ).
اناریانPunicaceaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از موردسانان با یک سرده و دو گونه و برگهای ساده با آرایش مارپیچی و بدون گوشواره (stipule) که گلهای آنها بهصورت پیرامادگی (perigynous) است با پنج تا ه
نظریۀ قندپاییglucostatic theoryواژههای مصوب فرهنگستاننظریهای که براساس آن غدۀ زیرنهنج از طریق پذیرندههایی (receptors) که سطح قند خون را اندازهگیری میکنند، میزان جذب مواد مغذی را واپایش میکند