صفحة زیر تیغة سوزنuniform riserواژههای مصوب فرهنگستانهریک از صفحههای زیر تیغة سوزن که برای رفع تدریجی اختلاف تراز بین تیغة سوزن و ریل اصلی، از ابتدای تیغة سوزن تا پاشنة آن، به کار میرود
صفحة زیر تیغة سوزنuniform riserواژههای مصوب فرهنگستانهریک از صفحههای زیر تیغة سوزن که برای رفع تدریجی اختلاف تراز بین تیغة سوزن و ریل اصلی، از ابتدای تیغة سوزن تا پاشنة آن، به کار میرود
ردکنdisengagement/ disengage, disengageواژههای مصوب فرهنگستانحرکتی تهاجمی و معمولاً فریبنده که در آن با طی مسیری نیمدایرهای تیغة شمشیر از زیر تیغة شمشیر حریف میگذرد
گردن باریک داشتنلغتنامه دهخداگردن باریک داشتن .[ گ َ دَ ن ِ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از کمال اطاعت . و با لفظ داشتن در مقام عدم اعتذار و اکراه مستعمل است . (آنندراج ) : بکش گو تیغ برگیر و رگ
الفتی عظیم آبادیلغتنامه دهخداالفتی عظیم آبادی . [ اُ ف َ ی ِ ع َ ] (اِخ ) راجه پیاری لال قوم کایتهه . شاعر قرن سیزدهم . وی از عظیم آباد ومنشی پادشاه اکبرشاه ثانی بود. او راست : مثنوی نیرنگ
دستاقلغتنامه دهخدادستاق . [ دُ ] (ترکی ، ص ، اِ) بندی و محبوس . (آنندراج ). محبوس . در قید. در زنجیر. (ناظم الاطباء) : شدم دستاق ترک روز و شب در خانه ٔ زینی تبسم حقه ٔ لعلی تغافل