زیرزمینیلغتنامه دهخدازیرزمینی . [ زی زَ ] (ص نسبی ) تحت الارضی : اشیاء زیرزمینی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). منسوب به زیر زمین . (فرهنگ فارسی معین ) : در روی زمین ز سگ دوان تروز زیر
زیرزمینیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آنچه در زیر زمین قرار دارد.۲. هرچه که در زیر زمین ساخته شود.۳. اشیا و موادی که از زیر زمین استخراج میشود.
زیرزمینیhypogealواژههای مصوب فرهنگستانویژگی گیاهی که در هنگام جوانه زدن بذر، لپههای آن در زیر سطح خاک باقی میماند
اقتصاد زیرزمینیunderground economyواژههای مصوب فرهنگستانبخشی از فعالیتهای اقتصادی که به هر دلیل، ازجمله فرار مالیاتی، نامشخص بودن برای دستگاههای اداری، شبهقانونی یا غیرقانونی بودن، در مجموعۀ فعالیتهای ثبتشده و