26 فرهنگ

832 مدخل


زیردست

zir[e]dast

۱. کسی که زیر فرمان دیگری باشد؛ فرمانبردار؛ فرودست: ◻︎ ای زبردست زیردست‌آزار / گرم تا کی بماند این بازار (سعدی: ۶۷).
۲. خوار؛ ذلیل.

۱. دونپایه، فرودست، مادون، مرئوس
۲. مطیع، مقهور
۳. نوچه ≠ بالادست

beneath, inferior