زیراکسفرهنگ انتشارات معین(کْ سْ) [ انگ . ] (اِ.) نام تجارتی دستگاهی است که برای اولین بار فتوکپی به صورت خشک را متداول کرد، فتوکپی .
زیراستاقلغتنامه دهخدازیراستاق . [ اِ ] (اِخ ) یکی از دهستان های بخش مرکزی شهرستان شاهرود است که از 32 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و قراء مهم آن عبارتست از دیزج ، باغ رندان ، ده ملا،
زیراکلغتنامه دهخدازیراک . (حرف ربطمرکب ) مخفف زیراکه . (آنندراج ). کلمه ٔ تعلیل یعنی زیراکه و از برای آنکه . (ناظم الاطباء). زیراکه . پهلوی «ازیراک ». زیرا. (فرهنگ فارسی معین ).
سلنیمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهشبهفلزی جامد و قرمزرنگ که در حرارت ۲۱۷ درجه ذوب میشود و در ساخت دستگاههای زیراکس به کار میرود.
رونوشتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه ، المثنی، لنگه، جفت، رونوشت برابر اصل عکس، فتوکپی، پلیکپی، زیراکس، فاکسیمیل، تصویر پروف چاپ مجدد، چاپ دوم نمونه، مدل، الگو بدل
ازیراکفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهزیراکه؛ برای اینکه؛ ازاینروکه؛ ازاینجهتکه: ◻︎ طاعت پیش آر و علم جوی ازیراک / طاعت و علم است بند و فند زمانه (ناصرخسرو: ۳۸۲).