زیتونیلغتنامه دهخدازیتونی . [ زَ /زِ ] (ص نسبی ) رنگی است سرخ به زردی مایل . (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). منسوب به زیتون . به رنگ زیتون . به رنگ میوه ٔ رسیده ٔ زیتون و سرخی
زیتونیلغتنامه دهخدازیتونی . [ زَنی ی ] (ع ص نسبی ) آنچه به رنگ زیتون باشد. (از اقرب الموارد). منسوب به زیتون . به شکل و رنگ زیتون . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || قسمی مروارید شبیه
زیتونیهلغتنامه دهخدازیتونیه . [ ] (ع اِ) به لغت مصر ایمارانوطالی است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به تحفه ٔ حکیم مؤمن شود.
زیتونیةلغتنامه دهخدازیتونیة. [ زَ نی ی َ ] (ص نسبی ) خمر زیتونیة؛ منسوب است به ده زیتون (دهی به صعید مصر) یا به ده زیتونة (موضعی به بادیه ٔ شام ). (منتهی الارب ).
زیتونیانOleaceaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از نعناسانان درختی یا درختچهای یا بالارونده که شامل زیتون و خویشاوندان آن میشود و حدود 24 سرده و 900 گونه دارد که آرایش برگهای آنها ساده یا مرکب شانه
علی زیتونیلغتنامه دهخداعلی زیتونی . [ع َ ی ِ زَ ] (اِخ ) ابن قاسم زیتونی رومی حنفی . فقیه بود و در طرابزون فتوی میداد. وی در سال 979 هَ . ق .درگذشت . او راست : 1- تعلیق بر مفتاح العلو
زیتونیهلغتنامه دهخدازیتونیه . [ ] (ع اِ) به لغت مصر ایمارانوطالی است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به تحفه ٔ حکیم مؤمن شود.
زیتونیةلغتنامه دهخدازیتونیة. [ زَ نی ی َ ] (ص نسبی ) خمر زیتونیة؛ منسوب است به ده زیتون (دهی به صعید مصر) یا به ده زیتونة (موضعی به بادیه ٔ شام ). (منتهی الارب ).
علی زیتونیلغتنامه دهخداعلی زیتونی . [ع َ ی ِ زَ ] (اِخ ) ابن قاسم زیتونی رومی حنفی . فقیه بود و در طرابزون فتوی میداد. وی در سال 979 هَ . ق .درگذشت . او راست : 1- تعلیق بر مفتاح العلو
خمر زیتونیهلغتنامه دهخداخمر زیتونیه . [ خ َ رِ زَ / زِ نی ی َ / ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) شراب زیتونیه که منسوب است به ده زیتون که دهی است بصعید یا منسوب به زیتونه . (یادداشت بخط م
سبزفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی زیتونی، زمردی، یشمی، اطلسی، ماشی، سبز تیره، مغزپستهای، پستهای، پوستپستهای