ضیطانلغتنامه دهخداضیطان . [ ض َ ] (ع ص ) نعت ازضیط. رجوع به ضیط شود. (منتهی الارب ). مرد دوش و بدن جنباننده با بسیاری گوشت در رفتار. (منتهی الارب ).
ضیطانلغتنامه دهخداضیطان . [ ض َ ی َ ] (ع مص ) ضیط. جنبانیدن دوش و اندام را در رفتار با بسیاری گوشت و فروهشتگی اندام . ضیطنة. (منتهی الارب ).
زیانفرهنگ مترادف و متضادآسیب، اضرار، تغابن، خسارت، خسران، صدمه، ضرر، غبن، فسوس، گزند، لطمه، مضرت ≠ بهره، سود، منفعت، نفع