زیاریانلغتنامه دهخدازیاریان . (اِخ ) آل زیار. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به لباب الالباب چ لیدن ج 2 ص 18 و آل زیار در همین لغت نامه شود.
زیاریهلغتنامه دهخدازیاریه . [ ری ی َ ] (اِخ ) آل زیار. (فرهنگ فارسی معین ). دولت زیاریه ؛ در جرجان از 316 تا 434 هَ . ق . مؤسس آن مرداویج بن زیار. رجوع به آل زیار شود. (یادداشت ب
دشمن زیاریلغتنامه دهخدادشمن زیاری . [ دُ م َ ] (اِخ ) از شعب طایفه ٔ جاکی ، از تیره ٔ چهاربنیچه ، از طوایف کوه کیلویه ٔ فارس . مرکب از 700 خانوار است و به دو شعبه منقسم میشود، الیاسی
دشمن زیاریلغتنامه دهخدادشمن زیاری . [ دُ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بیضا از بخش اردکان شهرستان شیراز. سکنه ٔ آن 413 تن . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات ، حبوب ،میوه جات و چغندر. (از
زیاریانلغتنامه دهخدازیاریان . (اِخ ) آل زیار. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به لباب الالباب چ لیدن ج 2 ص 18 و آل زیار در همین لغت نامه شود.
زیاریهلغتنامه دهخدازیاریه . [ ری ی َ ] (اِخ ) آل زیار. (فرهنگ فارسی معین ). دولت زیاریه ؛ در جرجان از 316 تا 434 هَ . ق . مؤسس آن مرداویج بن زیار. رجوع به آل زیار شود. (یادداشت ب
دشمن زیاریلغتنامه دهخدادشمن زیاری . [ دُ م َ ] (اِخ ) از شعب طایفه ٔ جاکی ، از تیره ٔ چهاربنیچه ، از طوایف کوه کیلویه ٔ فارس . مرکب از 700 خانوار است و به دو شعبه منقسم میشود، الیاسی
دشمن زیاریلغتنامه دهخدادشمن زیاری . [ دُ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بیضا از بخش اردکان شهرستان شیراز. سکنه ٔ آن 413 تن . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات ، حبوب ،میوه جات و چغندر. (از
دشمن زیاریلغتنامه دهخدادشمن زیاری . [ دُ م َ ] (اِخ ) سومین طایفه از طوایف ممسنی فارس است مرکب از 1500 خانوار، و این غیر از دشمن زیاری طوایف کوه کیلویه است . (از جغرافیای سیاسی کیهان