زگوندفرهنگ انتشارات معین(زِ گُ) [ از آلما. ] (اِ.) علامتی به شکل « » که در بالا و سمت راست حروف مشخص کنندة نمادهای ریاضی قرار می گیرد و آن ها را از نمادهای متناظرشان متمایز می کند.
زوندلغتنامه دهخدازوند. (اِ) آسوندار. (فرهنگ فارسی معین ). نامی است که در اطراف رشت به «انجیلی » دهند. رجوع به جنگل شناسی ساعی ج 2 ص 182 و انجیلی شود.
زوندلغتنامه دهخدازوند. (اِ) آسوندار. (فرهنگ فارسی معین ). نامی است که در اطراف رشت به «انجیلی » دهند. رجوع به جنگل شناسی ساعی ج 2 ص 182 و انجیلی شود.
جیوهلغتنامه دهخداجیوه . [ جی وَ / وِ ] (اِ) ژیوه . سیماب . زیبق . فرار. آبک . معرب پهلوی زیوندک (زنده ). فلزی است بصورت مایعی بسیار سنگین ،وزن مخصوص آن 13/6، سیمین فام و درخشان