زتلغتنامه دهخدازت . [ زَت ت ] (ع مص ) آراستن ، و فعل آن از باب نصر آید. (شرح قاموس ) (ناظم الاطباء) (ازمنتهی الارب ). آراستن . (آنندراج ). تزیین . (از قطر المحیط) (از اقرب الم
زبان ریختنلغتنامه دهخدازبان ریختن . [ زَ ت َ ] (مص مرکب ) زیاد حرف زدن . (فرهنگ نظام ). انواع ادله و استحسانات برای اقناع او گفتن . همه نوع گفتنی ها را گفتن . انحاء التماس ها را کردن
زتلغتنامه دهخدازت . [ زَت ت ] (ع مص ) آراستن ، و فعل آن از باب نصر آید. (شرح قاموس ) (ناظم الاطباء) (ازمنتهی الارب ). آراستن . (آنندراج ). تزیین . (از قطر المحیط) (از اقرب الم
ایزوتروپلغتنامه دهخداایزوتروپ . [ زُت ْ رُپ ْ ] (فرانسوی ، اِ) وصف ماده ای که خواص فیزیکی آن در همه ٔ امتدادها یکسان است . مواد بی شکل ایزوترپ هستند. از مواد متبلور فقط آنهایی که در