زودرسلغتنامه دهخدازودرس . [ رَ ] (نف مرکب ) زودرسنده . آنچه که پیش از موقع مقرر بدست آید، مخصوصاً گل و میوه . (فرهنگ فارسی معین ). آنکه زود برسد. (آنندراج ) : بندد آیین دگر چون د
زودرسفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آنکه یا آنچه پیش از موقع مقرر فرابرسد.۲. گل یا میوه که زودتر از نوع خود به دست آید.
تولد زودرسpremature birth, preterm birthواژههای مصوب فرهنگستانتولد جنین قبل از کامل شدن هفتۀ 37 حاملگی
دندانرویی زودرسprecocious dentitionواژههای مصوب فرهنگستانرویش دندانهای شیری قبل از سهماهگی و دندانهای دائمی قبل از چهارسالگی