زُوِّجَتْفرهنگ واژگان قرآنقرين و جفت شود ( در عبارت "وَإِذَا ﭐلنُّفُوسُ زُوِّجَتْ " منظور اين است که در قيامت هرکس با همسان خود قرين و جفت شود ،خوبان با خوبان و بدان با بدان)
زوجینلغتنامه دهخدازوجین . [ زَ ج َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ زوج . زوج و زوجة. زن و شوهر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (از فرهنگ فارسی معین ).
زوجاتلغتنامه دهخدازوجات . [ زَ ] (ع اِ) ج ِ زَوْجه ، بمعنی زن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). زنان . همسران . توضیح اینکه معمولاً به خطا زَوَجات گویند. (فرهنگ فارسی معین ).- تعددزوج
زوجیلغتنامه دهخدازوجی . [ زَ / زُو ] (ص نسبی ) زَوجیّه . منسوب به ازدواج و نکاح . (ناظم الاطباء). رجوع به دزی ج 1 ص 611 شود.
جریریةلغتنامه دهخداجریریة. [ ] (اِخ ) از اسیرهای مریسع و از بنی مصطلق بود و حضرت رسول (ص ) این بانو را به زوجیت اختیار کرد.
کدخدایی کردنلغتنامه دهخداکدخدایی کردن . [ ک َ خ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) اجرا کردن کدخدایی . شوهر بودن . سمت زوجیت داشتن . (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کدخدایی شود.
ژزفینلغتنامه دهخداژزفین . [ ژُ زِ ] (اِخ ) ماری ژُزف رُز تاشه دولاپاژری . نام امپراطریس فرانسه . مولد مارتینیک بسال 1763 و وفات در مالمزن بسال 1814 م . وی در 1779 به زوجیت ویکنت
ژوکاستلغتنامه دهخداژوکاست . [ ژُ ] (اِخ ) نام زن لائیوس پادشاه تِب و مادر اُدیپ در اساطیر یونانی . وی پس از کشته شدن شوهر خود لائیوس به دست اُدیپ ، ندانسته به زوجیت قاتل شوی خویش