زوجیلغتنامه دهخدازوجی . [ زَ / زُو ] (ص نسبی ) زَوجیّه . منسوب به ازدواج و نکاح . (ناظم الاطباء). رجوع به دزی ج 1 ص 611 شود.
زَوْجَيْنِفرهنگ واژگان قرآنبه معناي هر دو چيزي است که مقابل هم باشند ، يکي فاعل و مؤثر باشد ، ديگري منفعل و متاثر ، از آنکه فاعل است عملي سر زند ، و بر آنکه منفعل است واقع شود ، مانند زن
لَا تُمْسِکُواْ بِعِصَمِ ﭐلْکَوَافِرِفرهنگ واژگان قرآنتمسک نکنيد به عقد ازدواج باکافران(بعد از مسلمان شدن يکي از زوجين کافر ديگر عقد آنها معتبر نيست)
ضِعْفَفرهنگ واژگان قرآندو برابر - نصف ( مثلا ميگويند عدد دو ضعف عدد يک و عدد چهار دو ضعف آن است . و گاهي هم آن را به معناي چيزي ميدانند که به انضمام چيز ديگري باعث تکرار شود ، مانند و