زوائدلغتنامه دهخدازوائد. [ زَ ءِ ] (ع اِ) ج ِ زائدة. افزونیها. (از آنندراج ) : و بر جگر فزونی هاست از وی بیرون آمده بر سان انگشتان و بدین فزونیها گرد معده اندر آمده است . چنانکه
زوائدیلغتنامه دهخدازوائدی . [ زَ ءِ ] (ص نسبی ) کسی که یکی از اعضای بدن وی زائد بر خلقت باشد. || کسی که دارای سه خصیه بود. (ناظم الاطباء).
رشتهماندsloven, beard 2واژههای مصوب فرهنگستانزوائد بخش قطعشدۀ تنۀ درخت که بهصورت رشتههایی بر روی کُنده یا در انتهای گِردهبینه به چشم میخورد