زَهْرَةَفرهنگ واژگان قرآنشکوفه (در عبارت "زَهْرَةَ ﭐلْحَيَاةِ ﭐلدُّنيَا" منظور اين است که مال دنيا براي زيورو زينت اين دنيا ست مثل شکوفه اي که تنها زيباست و ميوه نيست تا سودي داشته باشد
ناهیدفرهنگ نامها(تلفظ: nāhid) (در نجوم) زهره ؛ دومین سیارهی منظومهی شمسی به نسبت فاصله از خورشید که از درخشندهترین اجرام آسمانی است ، ونوس ، ]زهره در نزد قدما نماد خنیاگری و
زهرهلغتنامه دهخدازهره . [ زُ رَ / رِ ] (اِخ ) ستاره ای است معروف که آن را ناهید خوانند.(برهان ). در عربی نام ناهید است . (انجمن آرا) (آنندراج ). سیاره ای است که مطربه ٔ فلک است
زهرهلغتنامه دهخدازهره . [ زَ رَ / رِ ] (اِ) پوستی باشد پرآب که بر جگر آدمی و حیوانات دیگر چسبیده است . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ). و به عربی مراره گویند.(انجمن آرا) (آنندرا
درم ریزلغتنامه دهخدادرم ریز. [ دِ رَم ْ ] (نف مرکب ) درم ریزنده . ریزنده ٔ درم : شد آمل بهشت نوآراسته درم ریز دیبافشان خواسته . اسدی .یکی گفتا که هست این شاه پرویزکه دستش سال و مه
درفشیدنلغتنامه دهخدادرفشیدن . [ دِ رَ دَ ] (مص ) درخشیدن که تابان و منور بودن باشد. (از برهان ). نیک روشن و تابان نمودن و گشتن . (شرفنامه ٔ منیری ). تابان و منور بودن . پرتو افکندن