زنیانلغتنامه دهخدازنیان . [ زِ ] (اِ) ژنیان . نانخواه را گویند و آن تخمی است که بر روی خمیر نان پاشند. (از برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). نانخواه . (از جهانگیری ) (از فرهن
زنیانگویش کرمانشاهکلهری: zenyân گورانی: zenyân سنجابی: zenyân کولیایی: zenyân زنگنهای: zenyân جلالوندی: zenyân زولهای: zenyân کاکاوندی: zenyân هوزمانوندی: zenyân
زنیانفرهنگ انتشارات معین(زِ) (اِ.) = ژنیان . زینان . زینیان : تخمی است که آن را بر روی خمیر نان پاشند؛ نانخواه .
زنیانفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی خودرو، با برگهای ظریف و بریده، گلهای سفید، و دانههای زردرنگ که برای تهیۀ اسانس از آن استفاده میشود؛ نانخواه.
زنیانTrachyspermumواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از کرفسیان شامل گیاهان یکساله با برگهای شانهای مرکب و گلبرگهای سفید با انتهای درونپیچ و میوههای تخممرغی یا بیضوی با انتهای باریک و قاعدۀ کمی فرور
زنیان رومیTrachyspermum copticum, Ammi copticum, Carum copticum, ajwainواژههای مصوب فرهنگستانگونهای زنیان به شکل گیاهی یکساله به ارتفاع 20 تا 50 سانتیمتر و معطر و با برگهای 2 تا 3 بار شانهای و گلهای سفید و گلآذین چتری و میوههایی به طول 2 میلیمت
خانه زنیانلغتنامه دهخداخانه زنیان . [ ن ِزِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهمره سرخی بخش مرکزی شهرستان شیراز، واقع در 47 هزارگزی شهرستان شیراز و کنار شوسه ٔ شیراز به کازرون ، این ناحیه
زنجانلغتنامه دهخدازنجان . [ زَ ] (اِخ ) شهری است به آذربایجان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شهر حاکم نشین ولایت خمسه که میانه ٔ قزوین و میانج واقع شده است .(ناظم الاطباء). نام شهر
زندانفرهنگ مترادف و متضاداسارتگاه، بازداشتگاه، بند، بندیخانه، توقیفگاه، حبس، دوستاق، دوستاقخانه، سجن، سلول، سیاهچال، محبس، هلفدونی
زنیان رومیTrachyspermum copticum, Ammi copticum, Carum copticum, ajwainواژههای مصوب فرهنگستانگونهای زنیان به شکل گیاهی یکساله به ارتفاع 20 تا 50 سانتیمتر و معطر و با برگهای 2 تا 3 بار شانهای و گلهای سفید و گلآذین چتری و میوههایی به طول 2 میلیمت
خانه زنیانلغتنامه دهخداخانه زنیان . [ ن ِزِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهمره سرخی بخش مرکزی شهرستان شیراز، واقع در 47 هزارگزی شهرستان شیراز و کنار شوسه ٔ شیراز به کازرون ، این ناحیه