زنگلانلغتنامه دهخدازنگلان . [ زَ گ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان چایپاره است که در بخش قره ضیاءالدین شهرستان خوی واقع است و 916 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
زنگلانلولغتنامه دهخدازنگلانلو. [ زَ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان لطف آباد که در بخش لطف آباد شهرستان دره گز واقع است و 354 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
زنبلانلغتنامه دهخدازنبلان . [ زَم ْ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کیوان است که در بخش خداآفرین شهرستان تبریز واقع است و 296 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
زنجلانلغتنامه دهخدازنجلان . [ زَ ج َ ] (ع اِ) در آفریقا جُلجُلان . کنجد . (دزی ج 1 ص 606). رجوع به کنجد شود.
زنگانلغتنامه دهخدازنگان . [ زَ ] (اِخ ) نام شهریست مابین قزوین و تبریز و آن را اردشیر بابکان بناکرده است و معرب آن زنجان است . (برهان ) (از غیاث ). شهری است و معرب آن زنجان است .
زنگلانلولغتنامه دهخدازنگلانلو. [ زَ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان لطف آباد که در بخش لطف آباد شهرستان دره گز واقع است و 354 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
چای پارهلغتنامه دهخداچای پاره . [ رِ] (اِخ ) نام دهستانی است از بخش قره ضیاءالدین شهرستان خوی ، کوهستانی و هوای آن معتدل و مالاریائی است . رودخانه ٔ مهم این دهستان عبارت از رود آق چ
مردانقمواژهنامه آزادمردانقم یا مرداناغام به معنی آناهیتای مقدس است قدمت این روستا به بیش از 2000 سال می رسد در کتب مورخین و سفر نامه ها به این موضوع اشارات کامل گردیده است روستای م
زنبلانلغتنامه دهخدازنبلان . [ زَم ْ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کیوان است که در بخش خداآفرین شهرستان تبریز واقع است و 296 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
زنجلانلغتنامه دهخدازنجلان . [ زَ ج َ ] (ع اِ) در آفریقا جُلجُلان . کنجد . (دزی ج 1 ص 606). رجوع به کنجد شود.